تبليغاتX
8 تایی



SohrabSepehri.com

من نديدم دو صنوبر را با هم دشمن.
من نديدن بيدي، سايه اش را بفروشد به زمين.
رايگان مي بخشد، نارون شاخه خود را به كلاغ.


وقتي دستام خالي باشه وقتي باشم عاشق تو


غير دل چيزي ندارم كه بدونم لايق تو


دلمو از مال دنيا به تو هديه داده بودم


با تموم بي پناهي به تو تكيه داده بودم


هر بلايي سرم اومد همه زجري كه كشيدم


همه رو بجون خريدم ولي از تو نبريدم

loveee


هر جا رفتم با تو بودم هر جا رفتم تو رو ديدم


تو سبك شدن تو رويام همه جا به تو رسيدم


اگه احساسمو كشتي اگه از ياد منو بردي


اگه رفتي بي تفاوت به غريبه سر سپردي


بدون اينو كه دل من شده جادو به طلسمت


يكي هست اينور دنياكه تو يادش مونده اسمت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 3:30 AM  توسط  حاجی مهدی   | 




} } document.onmousedown=noRightClick